«اکنون نوبت من است که چراغها را خاموش کنم و در را ببندم.»
- ماریو بارگاس یوسا
کتابی که در دستان شماست، آخرین رمان غول ادبیات آمریکای لاتین خواهد بود. همانطور که از عنوان این کتاب برمیآید، از این به بعد قرار است فقط شاهد سکوت او باشیم. سکوت مردی که در شش دههی پرآشوب از تاریخ و جنگ و سیاست نوشت و برای وداعنامهی باشکوهش سراغ کشورش رفته است و سراغ تونیو آسپیلکوئتا؛ یک معلم عاشق موسیقی مردمی پرو.
تونیو آسپیلکوئتا رؤیایی در سر دارد: سرزمینی متحد و یکپارچه، سرزمینی غرق نغمهها و ملودیها. اما کاوش بیوقفهی تونیو در ژرفای موسیقی و تاریخ، و تلاش وسواسگونهاش برای نگارش کتابی که روایتگر این رؤیا باشد، او را به ورطهای بس پیشبینیناپذیر میکشاند، به نقطهای که بازگشت از آن میسر نیست.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .