روحت را در آسمان پرواز بده
روحت را در آسمان پرواز بده

تاریخ شفاهی مقاومت؛ روحت را در آسمان پرواز بده

شناسه محصول : 56314

0 نفر
قیمت : 9,000,000 ريال
علاقه مندی

ویژگی های محصول
  1. نویسنده: یانیس واروفاکیس
  1. مترجم: رسول قنبری؛ سعید یغقوبی
  1. نوع جلد: شومیز، رقعی
  1. تعداد صفحات: 320
  1. سال چاپ: 1405
شابک (ISBN)
  • 9786221350261
  • 9786221350261

  • سال ۲۰۲۴ با افولی بی‌امان در زندگی شخصی‌ام رقم خورد. تاریکی نه فقط بر سرم سایه افکند، بلکه مرا در خود فرو برد. این تاریکی تا بی‌کران افق زندگی‌ام امتداد یافت؛ نه مثل آن گرگ‌ومیش ملایمی که با غروب خورشید از راه می‌رسد، بلکه تیرگی عمیق‌تر و موذی‌تری که در تار و پود هستی نفوذ می‌کرد.

    فاشیسم در هوا موج می‌زد و حضورش همچون ذراتی ترش و فلزی، ته گلویم را می‌سوزاند. جایی در شمال جزیره‌ای که خانه‌مان بود، کشتارگاه‌های اوکراین با دقتی بی‌رحمانه و ماشینی جان انسان‌ها را می‌بلعیدند. «زن، زندگی، آزادی»، مبارزۀ زنان قهرمان کُرد، زیر غلتک سهمگین و بی‌امانِ مردستان[1] درهم کوبیده شده بود؛ گویی آن سه واژه کوتاه هرگز حتی زمزمه هم نشده بودند. و بادی که از فلسطین می‌آمد، بوی تند و سوزان نسل‌کشی را در سراسر شرق مدیترانه می‌پراکند و بار دیگر، با تلخی، شکنندگیِ بزرگ‌ترین وعده‌هایی را که بشریت به خود داده بود، به رویم می‌آورد.

    اقتدارگرایی جای خود را به‌عنوان نظم نوین جهانی تثبیت می‌کرد. مبارزات سیاسی من علیه آن نیز تنها در فاصلۀ یک سال، به سه شکست پیاپی در انتخابات انجامیده بود؛ تا جایی که احساس می‌کردم در نقش شخصیتی محکوم به شکست، درون نوعی شبیه‌سازی شوم گرفتار شده‌ام.

    و سپس خشونت فرا رسید؛ اوباشی که جلوی چشم همسرم و دوستانم سر و صورتم را شکستند. آنچه تا مدت‌ها در ذهنم ماند، مشت آهنینِ سردسته‌شان نبود، بلکه رنجی بود که در چشمانشان می‌دیدم. درماندگیِ دردناکی که بر چهره‌شان نشسته بود، بسیار عمیق‌تر از هر ضربه‌ای مرا زخمی می‌کرد.

    برای نخستین بار، سنگینی سِن‌وسالَم را احساس کردم؛ گویی شصت‌وچند سال زندگی، همچون نیرویی بی‌رحم بر شانه‌هایم سنگینی می‌کرد؛ نیرویی سرد، سنگین و گریزناپذیر. دیگر وارد وقت‌های تلف‌شده بازی شده بودم و جهان پیرامونم نیز می‌لرزید؛ انگار خوشه‌های خشم، سیاه و سنگین، آماده بودند تا بار دیگر محصولی بی‌رحمانه به بار آورند.

    در همان روزها بود که به پنج زنی پناه بردم که مرا ساخته بودند؛ زنانی که داستان‌های شگفت‌انگیزشان را سال‌ها همچون شعله‌ای پنهان در وجودم حمل کرده بودم. با خود گفتم باید داستانشان را بنویسم؛ نه برای گریختن از تاریکی، بلکه برای رویارویی با آن، تا نیروی آنان و عشقشان، همان‌گونه که مادرم همیشه مرا از جا بلند می‌کرد، این بار نیز مرا برخیزاند. او همیشه راهِ یافتن نور را، حتی در عمیق‌ترین تاریکی‌ها، می‌دانست. پس تصمیم گرفتم روایت زندگی این زنان را از فراموشی نجات دهم؛ نه برای شهرت و نه برای منفعت، بلکه تنها به امیدی ساده و سرسختانه: این‌که بار دیگر بتوان برخاست.

    بعدها فهمیدم این تصمیم یکی از بهترین تصمیم‌های زندگی‌ام بوده است. ثبت زندگی آنان دریچه‌ای روی چیزی بسیار بزرگ‌تر گشود: هم ریشه‌های وضعیت امروزمان را آشکار کرد و هم پیوندهای اروپا و آمریکا را با شمال آفریقا و خاور نزدیک نمایان ساخت. هر کلمه‌ای که می‌نوشتم، اندکی روحم را سبک‌تر می‌کرد.

    این کتاب در سنت تاریخِ داستانی‌شده[2] نوشته شده است؛ تلاشی صادقانه برای پر کردن شکاف‌های میان واقعیت‌های موجود و آنچه خود به یاد می‌آورم، بی‌آن‌که اجازه دهم وسوسۀ استعمار گذشته با اسطوره‌های شخصی‌ام، بر روایت چیره شود. در این کار، مزیتی داشتم که کمتر نصیب مورخانی می‌شود که دربارۀ موضوعات دوردست تحقیق می‌کنند: من خود عمیقاً در زندگی شخصیت‌های این کتاب حضور داشته‌ام. افزون بر خاطرات زنده‌ای که از آنان در ذهن داشتم، به انبوهی از اسناد نیز دسترسی داشتم که سال‌ها در خانه‌ای که به دنیا آمدم و بزرگ شدم، باقی مانده بودند: نامه‌ها، دفترچه‌های خاطرات، آلبوم‌های عکس (که یکی از آن‌ها به مصر دهۀ ۱۹۲۰ بازمی‌گشت) و نیز سی‌وهفت حلقه فیلم خانگی هشت‌میلی‌متری که پدرم گرفته بود و هنوز هم آن‌ها را در جعبه‌ای نارنجی‌رنگ کنار میزم نگه می‌دارم.

    در سراسر کتاب، هر جا سخنی را از زبان یکی از شخصیت‌ها نقل کرده‌ام، یا بر پایۀ روایت کسانی بوده است که گفته‌اند، یا او واقعاً آن سخن را بر زبان آورده، یا جمله‌ای است که با توجه به گفت‌وگوهای بی‌شماری که طی سال‌ها از او شنیده‌ام، قاعدتاً می‌توانسته بر زبانش جاری شود. و هر جا گفت‌وگویی آمده است، کوشیده‌ام جوهرۀ انسانی کسی را که می‌شناختم، حفظ کنم؛ صدایش، لحنش و روحیه‌اش را.

    دو زن جوان‌تر نیز گذرا در این صفحات حضور دارند؛ خواهرم و دخترم. اما این کتاب برای آن دو نیز نوشته شده است، با این امید که خود را در مغز و استخوان این روایت بازشناسند و میراث خویش را در آن ببینند. و امید صمیمانه‌ام این است که شما خوانندۀ عزیز نیز با غوطه‌ور شدن در جهان النی[3]، آنا[4]، تریسوگنی[5]، جورجیا[6] و دانائه، بار دیگر عزم خود را برای ایستادگی در برابر اقتدارگرایی، فاشیسم و شوونیسم بازیابید و احساس کنید که روحتان، هرچند اندکی، سبک‌تر شده است.

    یانیس واروفاکیس

    آوریل ۲۰۲۵



نوع جلد :
شومیز، رقعی

تعداد صفحات :
320

سال چاپ :
1405


کد ناشر :
12629

نوبت چاپ :
1

تعداد جلد :
1

ثبت نظر

شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .





محصولات هم گروه

; ;